تبلیغات
بسطام فردا

LOGO

 
احمد سعیدیرزمندگان اسلام که در طی دوران دفاع مقدس  به جبهه اعزام می شدند، هم کارهای مختلفی انجام می دادند و هم دوره های گوناگونی را می گذراندند و هم ..... در این گزارش می خواهیم یک روز از حضور یک رزمنده در جبهه را مرور کنیم:

از یک جهت می توان دوران حضور هر رزمنده را در جبهه به چند گونه تقسیم کرد:


1. یک دوره زمانی که رزمنده برای اولین بار به جبهه اعزام می شد که باید آموزش نظامی را در پشت جبهه طی می کرد که در پادگان تهران یا جاهای دیگر انجام می شد وسپس به جبهه می رفتند.

2. دوره ای که رزمندگان در جبهه حضور دارند؛ ولی عملیاتی در کار نبود و رزمندگان فقط به نگهداری و حفظ خط مشغول بودند که در اصطلاح به آن پدافند می گویند.

3. دوره ای که عملیات در حال انجام بود و همه سخت مشغول کار بودند و به فراخور شدت و ضعف عملیات، و یا پیروزی و عدم موفقیت آن، مدتی طول می کشید.

4. دوره قبل از عملیات؛ یعنی دوره ای که فراخوان عمومی داده شده، رزمنده ها از شهرها به جبهه اعزام شده اند؛ ولی تا زمان مقرر عملیات ، هنوز مدتی باقی مانده است، در این دوره همه رزمنده ها، همه گروه ها ، واحدها و ارگان های مختلف و مرتبط با جنگ و عملیات، در عین رعایت همه مسائل امنیتی که به لو رفتن اسرار نظامی منجر نشود، به کسب آمادگی خود مشغول می شوند.

در این چند سطر، ما فقط گوشه ای از یک روز از دوره چهارم را برای شما خواننده گرامی گزارش می کنیم؛ البته آن هم از نیروهای عمومی رزمنده، نه واحدهای تخصصی همانند اطلاعات و عملیات و غیر آن، که گزارش آنها بسیار هیجانی و پرمخاطره و خواندی تر خواهد بود.

دوره آمادگی!

آری این دوره را می توان دوره آمادگی نام گذاشت، دوره آمادگی عاشق برای وصال به معشوق الهی، آماده شدن عاشق برای قربانی شدن در راه معشوق حقیقی، دوره فراگیری آموزش های جدید و مرور آموزش های قبلی، آماده شدن برای عملیات (اگرچه برخی به شوخی، این دوره را دوره پرواربندی هم می گفتند!).....

این که گفته می شود جبهه دفاع مقدس، یک دانشگاه بزرگ اسلامی بود حرف بجا و متینی است، واقعاً در این دانشگاه بود که بسیاری از ملت ما به مقامات عالی دست یافتند، به مقاصدی رسیدند که در مواقع عادی باید سال ها زحمت کشید تا به آن درجه نایل شد......

رزمنده بسیجی که بعداً معلوم می شود کی خوابیده، قبل از اذان صبح بیدار می شد و خود را برای نماز شب و راز و نیاز با خدایش آماده می کرد، اگر گردانی در منطقه باز و بیابان مستقر بودند که این برنامه در زمین های اطراف و در پشت تپه ها یا زیر درختان و ... انجام می گرفت.
و اگر در یک پادگان مستقر بودند که معمولاً در حسینیه و نمازخانه آن می رفتند و مشغول عبادت می شدند.

البته که پادگان انرژی اتمی و حسینیه آن برای رزمندگان استان های سمنان، قم، قزوین، اراک و مرکزی خاطرات زیادی از شهیدان دارد. برخی روزها اگر کمی دیرتر بیدار می شدی دیگر جا نبود و انگار اذان صبح شده و میخواهند نماز صبح بخوانند؛ در حالی که همه برای نماز شب آمده بودند، البته تعدادی هم بودند که قبل از همه اینها بیدار می شدند و پس از خواندن نماز شب می خوابیدند و دوباره برای نماز صبح به حسینیه می آمدند.

به هرحال نمازهای جماعت این حسینیه بزرگ، بسیار باشکوه و با حال معنوی خاصی توسط امام جماعت لشکر و یا بزرگان دیگری که برای بازدید از جبهه می آمدند، برگزار می شد.

پس از نماز صبح و انجام تعقیبات و دعاها، بلافاصله همه نیروها به محل گردان خود می رفتند و با نظم خاص به طرف میدان صبحگاه می آمدند. اینجا همه گردانها در محل تعیین شده خود مستقر می شدند و پس از خواندن اسم گردان ها و حضور و غیاب، آیاتی از قرآن تلاوت می شد، گاه نوحه و دعایی، اگر سخنران مهمان داشتیم، یا از مقامات لشکر مثلا شهید زین الدین اگر مطلبی داشتند که صحبت می کردند، آنگاه همه گردان ها، جداگانه برای دوی صبحگاهی و ورزش و نرمش حرکت می کدند و از پادگان خارج می شدند.

گردان همیشه پیروز کربلا که متشکل از نیروهای شاهرود، بسطام، میامی و بقیه روستاهای شهیدپرور این خطه بود، به جهت آماده نگاه داشتن نیروهای خود، از این جهت زبانزد بود که بیش از همه به دوی صبح و سایر برنامه ها به منظور آمادگی هر چه بیشتر برای مبارزه با دشمن می پرداخت؛ به گونه ای که همین دوی صبح گاه در جاده اهواز-  آبادان، به بیش از ده یا چهارده کیلومتر هم می رسید. و آنگاه که لشکر 17 علی بن ابی طالب علیه السلام در اطراف سد دز خوزستان یا مهاباد در غرب کشور یا سایر مناطق کوهستانی بود، ورزش صبحگاهی ما کوهپیمایی بود که گاه چند ساعت طول می کشید. در بین مسیر، آیاتی از قرآن و برخی از اشعار و احادیث به صورت سرود و شعار خوانده می شد و همه جواب می دادند و روحیه می گرفتند و سر حال بودند.

به هر حال دو و نرمش که تمام می شد به محل استقرار گردان که داخل کانکس ها بود بر می گشتیم، صبحانه را همه با هم و در کنار هم صرف می کردیم، هر روز یک دسته مسؤول پذیرایی بود، چایی را در دیگ های بزرگ آماده می کردند و با لیوانهای پلاستیکی قرمز یکبار مصرف، می خوردیم، البته برخی هم شیشه های مربا داشتند.

پس از صبحانه نوبت کلاس های احکام، اخلاق، عقیدتی، معارفی، سیاسی، توجیهی، نظامی و غیره بود که تا نزدیک ظهر ادامه داشت، در این فرصت بعد از کمی استراحت همه برای نماز باشکوه ظهر و عصر، خودشان را به حسینیه می رساندند، واقعاً نمازهای آنجا با حال و معنویت خاصی بود، به خصوص آنانکه به قول برخی، نور بالا می زدند؛ بویژه نماز مغرب و عشا، سجده های طولانی بعد از نماز، صدای العفو العفو برخی....

ناهار هم اگر هوا خیلی داغ نبود همه با هم می خوردند وگرنه داخل کانکس و هر دسته جداگانه، بیشتر مواقع ناهار غذای گرم بود؛ ولی شب با هندوانه و نان خشک و پنیر و غیره.

اوقات صبح و عصر، مخصوص برنامه های جمعی گردان بود؛ کلاس های اخلاق صبح را «دایی رضا» و کلاس های عقیدتی عصر را «شیخ غلام» برگزار می کردند.

حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ رضا بسطامی، استاد اخلاق حوزه و روحانی جانباز و حجت الاسلام و المسلمین شیخ غلام قندهاری که در طول دفاع مقدس، نیروهای رزمنده را از هر جهت راهنمایی می کردند، با حضور ایشان بود که فضای معنوی و روحانی خاصی بر همه بچه های رزمنده، حاکم بود و به همه روحیه می دادند.

نزدیک غروب هم سینه زنی دوره برگزار می شد، شهید محمد لطفی و بقیه نوحه می خواندند.

پس از شام باید زودتر خوابید؛ چون برای رزم یا خشم شبانه و بیدارشدن خیلی فرصت نبود؛ ولی با این حال هر چند نفر از افراد که بیشتر با هم مانوس بودند، جلسات داخلی برگزار می کردند، از قرائت و حفظ قرآن، تفسیر و دعا و غیره؛ بچه های بسطام نیز هر از چند گاهی جلسه دوره برگزار می کردند.

در کنار این برنامه ها، بچه های دانش آموز از جمله خودم، گاه درس های دبیرستان را هم مرور می کردیم و برای امتحان به اهواز می رفتیم.

قرائت سوره واقعه از کارهای همیشگی شبانه قبل از خواب بود، گریه های شهید احمد قاسمیان و شهید شیخ محمد محمدی و شیخ محمد خونجگری از خاطرات ماندگار من است و صدای مناجات «مولای مولای امیر المومنین» شهید اکبر اشرفی هنوز به گوش می رسد.

و اما رزم شبانه؛

این برنامه شاید یکی از سخت ترین کارها بود، با سر و صدای مسئولین گروهان و گردان، همه را از خواب ناز بیدار می کردند، همه به صف می شدیم و ما را به دل تاریک بیابانها می فرستادند، گاه مانور بود و گاه فقط پیاده روی، آنقدر راه می بردند که نای همه در می آمد؛ گاهی برای لحظاتی یک منور می زدند (که مثلا دشمن متوجه شده) باید روی زمین دراز می کشیدیم و زود بلند می شدیم؛ ولی از فرط خستگی، همین چند لحظه خوابمان می برد و حتی خواب هم می دیدیم.

یادم نمی رود در بین مسیر، فرمانده های ما از جمله برادر عزیزم حاج حسین رضوانی در کنار ستون از جلو به عقب و بر عکس حرکت می کردند و به  ما روحیه می دادند.

مدت و مقدار سخت گیری این رزم شبانه با توجه به دور و نزدیک بودن زمان عملیات، در نوسان بود، گاهی این برنامه شبانه تا ساعتی به صبح مانده، ادامه داشت. در برخی دوره ها که نیاز بود، شب ها تمرین بلم سواری و پارو زنی داشتیم که این کار هم در کنار سختی اش حال خوبی داشت. به هر حال باید آمادگی نیروها به خوبی انجام گیرد تا در شب عملیات کسی کم نیاورد، بخصوص برای گردان کربلا که می خواست همیشه جلودار و پیروز باشد.

نزدیکی های صبح به پادگان برمی گشتیم و روزی دیگر آغاز می گشت....
 
از دوستان عزیز رزمنده و جانباز تقاضا دارم این وجیزه را تکمیل فرمایند.

بله؛ رزمندگان دیروز به دنبال گمنانی بودند؛ اما امروز ما به دنبال این هستیم که ناممان گم نشود.(شهید لشکری)

خدایا ما را از ادامه دهندگان راه امام و شهیدان عزیزمان که همان راه امام حسین علیه السلام است قرار بده؛ تا شرمنده امام و شهیدان نباشیم.  آمین.
التماس دعا
احمد سعیدی


برچسب ها : جنگ , شهید , شهادت , دفاع , ایران , عراق , سعیدی , احمد سعیدی , حسین رضوانی , دایی رضا , رضا بسطامی , احمد قاسمیان , محمد محمدی , محمد خونجگری , علی اکبر اشرفی ,

آخرین مطالب

 
» غبار فراموشی بر چهره تکیه مزج نشست/ تخریب به جای تعمیر ( چهارشنبه 11 اسفند 1395 )
» خلاق؛ واژه گم شده از گردشگری ایران/ پتانسیل صنایع، شهرها و اقشار خلاق می تواند حرکت کُند گردشگری را سرعت بخشد. ( چهارشنبه 11 اسفند 1395 )
» ریاست شورای شهر بسطام: نمره شهردار بسطام در عملکرد، نمره بالای 20 می باشد ( سه شنبه 10 اسفند 1395 )
» فصل الخطاب قانون است و شهرستان بسطام اجرا خواهد شد/ارتقاء بسطام نسبت مستقیم با ارتقاء شاهرود دارد ( سه شنبه 10 اسفند 1395 )
» تیم سه گانه شهرستان بسطام بر سکوی سوم کشور ایستاد ( شنبه 7 اسفند 1395 )
» راه طولانی مجموعه تاریخی منحصر بفرد بسطام برای ثبت جهانی ( چهارشنبه 4 اسفند 1395 )
» سایمون گفت می توانی ورودی المپیك 2018 را بگیری ( یکشنبه 9 اسفند 1394 )
» وقتی حقیقت از دست وزارت کشور هم در می رود!! ( سه شنبه 1 دی 1394 )
» نشست خبری شهردار و رییس شورای شهر بسطام با اصحاب رسانه +تصاویر ( جمعه 9 مرداد 1394 )
» بسطام در کش و قوس ثبت جهانی است/ بازدید متوسط سالانه ۸۰۰ توریست خارجی ( جمعه 9 مرداد 1394 )
» مقدمات دفن پروفسور شهریار عدل در مجموعه تاریخی بسطام فراهم می شود ( جمعه 5 تیر 1394 )
» قلعه نو خرقان ،روستای هدف گردشگری ( جمعه 25 اردیبهشت 1394 )
» مجموعه فرهنگی -تفریحی کهکشان بسطام نیازمند توجه ویژه مسؤولین ( جمعه 25 اردیبهشت 1394 )
» جاده جنگل ابر ،آری یا خیر ؟! ( جمعه 22 اسفند 1393 )
» جشن سالروز صبوری و متانت مردم مظلوم شهرستان بسطام +درددلی کوتاه با رییس دولت تدبیر و امید ( جمعه 5 دی 1393 )

نویسندگان

آمار بازید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما


سایت خبری تحلیلی شهرستان بسطام

ایجاد کننده وبلاگ : بسطام فردا